تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

پس از سال 1878 و روی کار آمدن امپراتوری اتریش – مجارستان در کشور بوسنی و هرزگوین و با توجه به چهار قرن حکومت عثمانی که بافتی فرهنگی با روحیه کاملا اسلامی در این سرزمین داشت، بوشنیاک‌ها در شرایط جدید اجتماعی خواهان خودمختاری در زمینۀ آموزش بودند. در این راستا زبان فارسی که قرنها پیش از آن در مدارس عثمانی، خانقاه‌ها و دیگر محافل علمی تدریس می‌شد، در مؤسّسات تازه‌تأسیس‌شدۀ مختلفی در سراسر کشور دایر شد؛ از جمله مدارس رشدیه، مدارس متوسطۀ اسلامی، دارالمعلمین و مدرسۀ عالی نظامی در شهر سارایوو. خلاصه، زبان و ادبیات فارسی در دو دهه اول در سه مقطع آموزشی تدریس می‌شد و به این ترتیب حضور آن در بافت فرهنگی بوسنی و هرزگوین پررنگ بود. گفتنی است که برای تدریس زبان و ادبیات فارسی در این مدارس اغلب از کتاب‌های درسی قدیمی مربوط به دوره عثمانی استفاده می‌شد. این امر به انتقاد گاه بسیار شدیدی از این رویکرد نامناسب انجامید و سرانجام در سال 1906 میلادی با اصلاحات نظام آموزشی، زبان و ادبیات فارسی از فهرست درس‌های این مدارس بطور کامل حذف شد.

پیش از تشکیل دانشکدۀ فلسفه و گروه خاورشناسی، زبان فارسی به مدت 8 سال (1937 تا 1945) در دانشکدۀ معارف اسلامی که آن زمان مدرسۀ عالی دینی اسلامی[1] نام داشت، تدریس می‌شد. در آن دوره استاد شاکر سیکیریچ درس‌های دستور و خواندن فارسی و همچنین ادبیات کلاسیک فارسی را تدریس می‌کرد. حوزۀ فعالیت دانشگاه سارایوو در زمینۀ زبان و ادبیّات فارسی به‌طور مشخص در دو بستر شکل گرفته است: مؤسسۀ شرق‌شناسی و کرسی زبان و ادبیات فارسی. مورد نخست را در مطلبی مجزّا بررسی می‌کنیم و اینک به معرّفی کرسی زبان و ادبیات فارسی این دانشگاه در دانشکدۀ فلسفه می‌پردازیم.

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

شرق‌شناسی در بوسنی و هرزگوین از ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۲ میلادی

پس از جنگ جهانی دوم، در دورانی که دگرگونی‌های عظیمی در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رخ می‌داد، شمار اندکی از دانشمندان و روشنفکران (بدون ورود به آمار مربوط به دارندگان تحصیلات عالی یا مدرک دکتری – که واقعاً شمار بسیار اندکی بودند) به روشنی درک می‌کردند که بدون آموزش عالی سازمان‌یافته و نهادهای علمی، نمی‌توان به دانش نوین، پیوستن به جهان علمی، و پیشرفت کشور دست یافت. در نظام سوسیالیستی و متمرکز آن زمان، این به آن معنا بود که دولت باید چنین نهادهایی را تأسیس کند و بودجه‌ای برای تربیت کادر علمی و اجرای پروژه‌های پژوهشی اختصاص دهد. به جز «موزۀ ملّی» که فعالیت خود را زیر نظر دولت ادامه داد، «دانشگاه سارایوو» در سال ۱۹۴۹ و «انجمن علمی بوسنی و هرزگوین» در سال ۱۹۵۱ تأسیس شد که در سال ۱۹۶۶ به «آکادمی علوم و هنرهای بوسنی و هرزگوین» تبدیل گردید.

جالب آن‌که در میان نخستین مؤسّسات آموزش عالی و پژوهشی، دو نهاد با اولویّت پژوهش در حوزۀ شرق‌شناسی تأسیس شدند؛ یکی دانشکدۀ فلسفۀ سارایوو با گروه شرق‌شناسی، تأسیس‌شده در سال ۱۹۵۰ و دیگری مؤسّسۀ شرق‌شناسی سارایوو، تأسیس‌شده در سال ۱۹۵۰. گروه شرق‌شناسی همراه با چهار گروه دیگر و همچنین با سه گروه که بعدها به دانشکدۀ علوم طبیعی و ریاضی پیوستند، هستۀ دانشکدۀ فلسفۀ آینده را شکل دادند این هشت گروه عبارت بودند از: تاریخ، تاریخ ادبیّات و زبان صربی‌-کرواتی، زبان و ادبیّات فرانسوی، آلمانی و شرق‌شناسی و نیز ریاضیات، شیمی و جغرافیا؛ بنابراین، علوم انسانی و علوم طبیعی با هم آغاز شدند و تا سال ۱۹۶۰ همراه هم بودند. مؤسّسۀ شرق‌شناسی نیز همزمان با نخستین مؤسّسات علمی در بوسنی و هرزگوین آغاز به کار کرد. پیش از آن، فقط مؤسّسۀ زیست‌شناسی دانشگاه سارایوو (۱۹۴۶) و مؤسّسۀ زمین‌شناسی سارایوو (۱۹۴۹) فعّال بودند.

این دو واقعیّت نشان می‌دهد که هم مقامات و هم نخبگان علمی آن زمان، اهمیّت شرق‌شناسی را به‌ویژه برای تاریخ عمومی و فرهنگی مردم بوسنی و هرزگوین و یوگسلاوی سابق به‌خوبی درک کرده بودند. در نتیجه، شرق‌شناسی بوسنی و هرزگوین در برابر دو وظیفه مستقیم قرار گرفت:

  1. آموزش و تدریس زبان‌های شرقی: عربی، ترکی و فارسی، به‌عنوان وظیفۀ نخستین و پیش‌شرط ضروری برای تدریس ادبیّات این زبان‌ها و فرهنگ اسلامی و تمدن اسلامی به‌طور کلّی.
  2. اگرچه بوسنی از نظر جغرافیایی و تاریخی به اروپا تعلّق دارد، از آنجا که تاریخ بوسنی و هرزگوین و کشورهای حوزۀ یوگسلاوی سابق - به‌ویژه تاریخ بوشنیاک‌ها - بدون در نظر گرفتن پیوندهای دیرینه‌اش با شرق و جهان اسلام، به‌ویژه امپراتوری عثمانی و اسلام به‌عنوان مؤلّفه‌ای بنیادی از این حوزۀ تمدّنی قابل درک نیست، وظیفۀ دوم، پژوهش در تاریخ عمومی و ملّی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و دیگر جنبه‌های تاریخی بوسنی و دیگر کشورهای این منطقه بود.

این وظایف به‌صورت زیر تقسیم شدند: گروه شرق‌شناسی وظیفۀ نخست را به عهده گرفت و مؤسّسۀ شرق‌شناسی وظیفۀ دوم را. البته این تقسیم‌بندی مطلق نبود؛ استادان دانشگاه در پروژه‌های پژوهشی مؤسّسه مشارکت داشتند و اعضای مؤسّسه در تدریس دانشگاهی سهیم بودند و از همان ابتدا پیوندی عمیق میان این دو نهاد شکل گرفت. علاوه بر این دو نهاد، نهادهای زیر نیز در نیمۀ دوم قرن بیستم در برخی حوزه‌های شرق‌شناسی سهم داشتند:

  • کتابخانۀ غازی خسروبیگ با گنجینۀ غنی نسخ خطّی‌اش، به‌عنوان یک نهاد فرهنگی مهم،
  • دانشکدۀ الهیات اسلامی در سارایوو (تأسیس: ۱۹۷۷)، که از ۱۹۹۲ به «دانشکدۀ علوم اسلامی» تغییر نام یافت.

گروه شرق‌شناسی دانشکدۀ فلسفۀ سارایوو

با تأسیس دانشکدۀ فلسفه در سارایوو که همان‌گونه که گفته شد، یکی از نخستین گروه‌های آن شرق‌شناسی بود، امکان تحقق اهداف یادشده فراهم آمد.

بر پایۀ اسناد موجود ۱۸ استاد از بنیان‌گذاران و نخستین استادان دانشکدۀ فلسفه بودند. از جملۀ این استادان، دکتر شاکر سیکیریچ (در آن زمان دانشیار زبان و ادبیّات عربی و زبان و ادبیّات فارسی) و ندیم فیلیپوویچ (دانشیار زبان و ادبیّات ترکی) بودند؛ بنابراین گروه شرق‌شناسی «با دو استاد و دو کتاب» آغاز به کار کرد (یادنامه، ص ۱۳۵). آنچه امروزه نیز تحسین‌برانگیز است، به‌ویژه با در نظر گرفتن شرایط تاریخی-اجتماعی و اقتصادی آن زمان که علم عملاً در نقطۀ آغاز قرار داشت، برنامۀ آموزشی این گروه بود که از دیدگاه امروز، بلندپروازانه و آینده‌نگرانه می‌نماید و در عمل نیز واقع‌گرایانه از کار درآمد. بنیان‌گذاران این گروه - با آگاهی از این‌که شرق‌شناسی در بوسنی و هرزگوین نمی‌تواند هم‌سطح شرق‌شناسی در اروپای غربی یا حتی شبیه به شرق‌شناسی دانشگاه بلگراد باشد - شرق‌شناسی بوسنی را با تاریخ ملّی خود گره زدند. این رویکرد، در مقایسه با گروه‌های مشابه در اروپا، نیازمند تلاشی دوچندان بود:

الف) فراهم کردن زمینه برای تحصیل زبان‌ها و ادبیّات‌های شرقی و تربیت استادان آینده؛

ب) آموزش نیروهایی که قادر باشند پژوهش‌هایی در زمینۀ زبان‌ها و ادبیّات‌های شرقی و نیز تاریخ عمومی و فرهنگی مردم بوسنی و هرزگوین و یوگسلاوی در دورۀ عثمانی انجام دهند؛ به‌ویژه دربارۀ بوشنیاک‌ها که مؤلفۀ شرق اسلامی در هویّت ملّی‌شان عمیقاً ریشه دوانده است.

این دیدگاه چندرشته‌ای[2] که سه زبان شرقی متعلّق به سه خانوادۀ زبانی متفاوت را شامل می‌شد، به برنامه‌ای انجامید که در آن:

  • رشته‌های اصلی (A) شامل زبان و ادبیّات عربی و ترکی بودند؛
  • رشته‌های فرعی (B) شامل تاریخ ملّی، زبان صربی-کرواتی یا یکی از زبان‌های اروپایی تدریس‌شده در دانشکده بودند؛
  • و رشتۀ سوم (C) شامل زبان فارسی به‌همراه دروس عمومی الزامی مانند دیپلماسی عثمانی و نسخه‌شناسی خطّ عثمانی بود.

بر این اساس، این رشته در دو مسیر اصلی شکل گرفت که تا امروز نیز پابرجا مانده است: الف) شرق‌شناسی به‌عنوان دانشی نوین و دانشگاهی با شاخه‌های بنیادین و ب) شرق‌شناسی به‌عنوان دانشی دارای اهمیّت ملّی ویژه.

برای تحقّق این اهداف بلندپروازانه، استادان فیلیپوویچ و سیکیریچ، علاوه بر حفظ آموزش مستمر، با همکاری افتخاری استادانی از مؤسّسۀ شرق‌شناسی، همچون پروفسور بسیم کورکوت (عربی)، حامد حاجی‌بگیچ (ترکی) و بعدتر عمر موشیچ (عربی) این کار را پیش بردند.

نخستین نسل فارغ‌التحصیلان بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲، هرچند اندک‌تعداد (بین ۲ تا ۶ دانش‌آموخته در سال)، پایۀ علمی نسل بعد را شکل دادند. جالب آنکه از میان ۲۸ دانش‌آموختۀ این دوره، ۱۱ نفر وارد حوزۀ پژوهشی شرق‌شناسی شدند و ۷ نفر دکتری گرفتند (حدود 38 درصد به سمت علم گرایش یافتند و 25 درصد موفّق به اخذ مدرک دکتری شدند).

در دهۀ دوم، این گروه به دو بخش بخشِ زبان و ادبیّات ترکی و زبان و ادبیّات عربی تقسیم شد. این دو به‌عنوان رشته‌های اصلی (A) مطرح بودند. رشته‌های فرعی (B) می‌توانستند شامل یکدیگر باشند یا شامل تاریخ ملّی، زبان‌های صربی-کرواتی، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی، روسی و در نوآوری‌هایی جدید، فلسفه و جامعه‌شناسی. زبان فارسی همچنان به‌عنوان درس «C» اجباری باقی ماند و افزوده‌های تازه‌ای مانند روش تدریس زبان عربی و آموزش‌شناسی نیز در برنامه گنجانده شد. دو دلیل اصلی این اصلاحات عبارت بودند از: نیاز یوگسلاوی به نیروهای تحصیل‌کرده برای همکاری با جهان عرب، جهان اسلام و جنبش عدم تعهّد و تربیت فارغ‌التحصیلانی آشنا به زبان‌ها و فرهنگ‌های اروپایی و اسلامی برای حضور در آموزش، رسانه و دیپلماسی.

در سال ۱۹۷۱، گروه شرق‌شناسی به گروه زبان‌ها و ادبیّات‌های شرقی تبدیل شد و سه کرسی جداگانه برای زبان‌های عربی، ترکی و فارسی به وجود آمد. زبان فارسی به سطح درس «B» ارتقا یافت؛ مطالعات سه‌ساله شدند و دروس جدیدی، مانندِ تمدّن اسلامی شرقی، تاریخ زبان عربی با مقدمه‌ای بر زبان‌شناسی سامی، سبک‌شناسی عربی، زبان عثمانی، دیپلماسی و نسخه‌شناسی عثمانی اضافه شد. ادبیّات عربی و ترکی به شش ترم و فارسی به چهار ترم افزایش یافت. تحصیل ترکیبی نیز همچنان ممکن بود. این رویکرد، در عمل نیز موفّق بود و دانش‌آموختگان به تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی در داخل و خارج کشور (تاریخ ادبیّات، زبان‌شناسی، تاریخ و فلسفه) ادامه دادند و به عنوان استاد، پژوهشگر، روزنامه‌نگار، فرهنگی و اجتماعی، در عرصه‌های ملّی و جهانی اثرگذار شدند. این الگو تا آغاز اصلاحات مرتبط با اعلامیۀ بولونیا - با اندکی تغییر - ادامه یافت.

گروه از سال ۱۹۹۲ تا امروز

با آغاز جنگ در سال ۱۹۹۲، فعالیت دانشکدۀ فلسفه و گروه‌های آن به‌طور جدّی مختل شد؛ زیرا ساختمان دانشکده در خطّ مقدّم جبهه قرار داشت. بسیاری از اعضای گروه دانشگاه و سارایوو را ترک کردند. در همان سال، قرار بود ۴ دانشجوی کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شوند (ن. ژان، و. جکیچ، د. دیزداریویچ، س. ایلیچ) و سه تن در آستانۀ دکتری بودند (د. کویوویچ، ا. داماجیچ، ک. فیلان). در سال اوّل جنگ، تنها سه استاد از هیئت علمی پیش از جنگ باقی ماندند: پروفسور دکتر سلیمان گروزدانیچ، پروفسور دکتر بچیر جاکا (که بیشتر وقت خود را صرف ترجمه برای ارگان‌های دولتی می‌کرد و در کلاس حضور نداشت) و پروفسور دکتر امیر لیوبوویچ، به‌همراه همکاران: نادا بویانیچ و امیر دورویشویچ. برنامۀ آموزشی تغییر نکرد، فقط ساعات برخی دروس کاهش یافت. راه‌حل عملی، دعوت از استادان مؤسّسۀ شرق‌شناسی بود. به‌واسطۀ همکاری استادانی چون فهیم نامتاک، اسعد دوراکوویچ و دیگران، گروه و تداوم آموزش حفظ شد. کلاس‌ها در دانشکدۀ حقوق، آکادمی هنرهای زیبا و دیگر مکان‌ها برگزار می‌شد.

در حال حاضر چهارده گروه آموزشی و یک کرسی در دانشکدۀ فلسفه به شرح ذیل دایر است:

  • گروه زبان انگلیسی،
  • گروه زبان‌های بوسنیایی، کرواسی و صربی،
  • گروه فلسفه،
  • گروه زبان آلمانی،
  • گروه تاریخ با کرسی تاریخ هنری،
  • گروه باستان شناسی،
  • گروه ادبیات ملل بوسنی و هرزگوین،
  • گروه ادبیات تطبیقی و کتابداری،
  • گروه خاورشناسی،
  • گروه تعلیم و تربیت،
  • گروه روان‌شناسی،
  • گروه زبان‌های رومانیایی،
  • گروه زبان‌های اسلاو
  • گروه جامعه‌شناسی.

از سال تحصیلی 2009-2008 با تطبیق نظام آموزشی عالی کشور بوسنی و هرزگوین با مقرّرات نظام آموزشی «بولونیا» شرایط تغییر کرد، به‌گونه‌ای که وضعیّت تدریس زبان و ادبیّات فارسی با وضعیّت تدریس دو کرسی زبان و ادبیات شرقی دیگر (عربی و ترکی) برابر شده است.

طبق برنامۀ آموزشی جدید می‌توان در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی به صورت مستقلّ و همچنین در قالب رشته‌های ترکیبی تحصیل کرد؛ یعنی دانشجویان می‌توانند، علاوه بر رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، رشتۀ دیگری را  نیز انتخاب کنند و در آن رشته نیز همزمان با رشتۀ زبان و ادبیات فارسی تحصیل کنند.

در حال حاضر آموزش زبان و ادبیّات فارسی در سه مقطع تحصیلیِ کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری برگزار می‌گردد.

مقطع کارشناسی

مقطع کارشناسی شش نیمسال یا سه سال طول می‌کشد. برنامه و سرفصل دروس رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی به صورت زیراست:

  • نیمسال اول
  • درآمدی بر زبان فارسی
  • درآمدی بر زبان‌شناسی
  • زبان بوسنیایی، کرواسی، صربی 1
  • آواشناسی و درآمدی بر صرف عربی (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال دوم
  • مبانی صرف فارسی
  • تئوری و روش تحقیق ادبی
  • زبان بوسنیایی، کرواسی، صربی 2
  • صرف عربی (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال سوم
  • صرف فارسی 1
  • ادبیات فارسی باستان
  • مقدمه‌ای بر شرق‌شناسی
  • علوم تربیتی 1
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال چهارم
  • صرف فارسی 2
  • درآمدی برادبیات فارسی پس از اسلام
  • درآمدی بر ایران‌شناسی
  • علوم تربیتی 2
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال پنجم
  • واژه‌سازی در زبان فارسی
  • سبک خراسانی در ادبیات فارسی
  • تاریخ زبان فارسی
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال ششم
  • نحو زبان فارسی
  • سبک عراقی در ادبیات فارسی
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)

دانشجویان در طول نیمسال ششم وظیفه دارند به کمک استاد راهنما، موضوع پایان نامۀ خود را انتخاب کنند و تا آخر نیمسال آن را به پایان برسانند.

مقطع کارشناسی ارشد

دانش‌آموختگان کارشناسی می‌توانند تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد ادامه بدهند. در این صورت تحصیل آنان چهار نیمسال یا دو سال ادامه می‌یابد. برنامه و سرفصل دروس رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی ارشد به صورت زیراست:

  • نیمسال اول (نیمسال هفتم)
  • واژگان زبان فارسی
  • حماسه‌سرایی ایران –  شاهنامۀ فردوسی
  • تمدن شرقی اسلامی 1
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال دوم ( نیمسال هشتم)
  • سبک‌شناسی زبان فارسی
  • عصر طلایی ادبیات فارسی (سعدی، مولوی، حافظ)
  • درآمدی بر نسخه‌شناسی فارسی
  • تمدن شرقی اسلامی 2
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال سوم ( نیمسال نهم)
  • زبان فارسی در جهان
  • ادبیات معاصر ایران
  • تمدن شرقی اسلامی 3
  • مرجع‌شناسی و روش تحقیق
  • درس اختیاری (برای دانشجویان رشتۀ مستقلّ زبان و ادبیات فارسی)
  • نیمسال چهارم ( نیمسال دهم)
  • رسم الخط معاصر فارسی
  • میراث مکتوب بوشنیاک‌ها به زبان‌های شرقی

دانشجویان در طول نیمسال دهم وظیفه دارند به کمک استاد راهنما، موضوع پایان نامۀ خود را انتخاب کنند و تا آخر آن نیمسال، آن را به پایان برسانند.

مقطع دکتری

دانش‌آموختگان کارشناسی ارشد می‌توانند با انتخاب استاد راهنما و موضوع رساله، تحصیلات خود در مقطع دکتری ادامه دهند. مقطع دکتری شش نیمسال یا سه سال طول می‌کشد. این مقطع در زمینۀ زبان‌شناسی یا در زمینۀ ادبیّات عمومی با گرایش زبان فارسی است؛ به این معنی که دانشجویان فارسی تمام درس‌های عمومی را با دانشجویان رشته‌های دیگر می‌گیرند و تنها رسالۀ خود را مرتبط با زبان و ادبیات فارسی می‌نویسند.

رشتۀ زبان و ادبیات فارسی ـ به عنوان رشتۀ مستقل ـ در میان تمام کشورهای یوگسلاوی سابق تنها در دانشکدۀ فلسفۀ سارایوو تدریس می‌شود؛ بنابراین دانشجویانی از کشورهای مختلف برخاسته از یوگسلاوی، مانند کرواسی، مونته‌نگرو، صربستان، اسلوونی، مقدونیه و ... رشتۀ زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه سارایوو می‌خوانند.

اینک در این کرسی استادان بومی، جناب آقای دکتر نامیر کارا خلیلوویچ، سرکار خانم دکتر جنیتا خاوریچ، جناب آقای دکتر منیردرکیچ و سرکار خانم دکتر مریسا جیدو در حوزۀ زبان و ادبیات فارسی مشغول به تدریس و تحقیق هستند؛ علاوه بر این، دکتر جناب آقای احمد زیلجیچ و سرکار خانم دکتر ولیدا ماتاراجیا، استادان شرق‌شناسی اسلامی با این کرسی همکاری دارند.

با توجه به روابط خوبی که سفارت جمهوری اسلامی ایران با کرسی زبان و ادبیات فارسی دارد علاوه بر استادان بومی، یک استاد ایرانی نیز در اجرای برنامۀ درسی، با کرسی همکاری می‌کندکه این امر در پیشرفت تحصیلی وآشنایی دانشجویان با زبان فارسی بسیار مهم است. در سه سال اخیر این وظیفه را جناب آقای دکتر غلامرضا سالمیان، استاد دانشگاه رازی بر عهده داشته است.

شرکت در دوره‌های دانش‌افزایی در ایران و کاربرد آموزش‌های به‌دست آمده، برای دانشجویان این کرسی اهمیّت بسیاری دارد. از این گذشته، هنگام سفر به ایران، آنان با فرهنگ و آداب و رسوم  ایران آشنایی پیدا می‌کنند. در این زمینه نیز با همکاری بنیاد سعدی و رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در سارایوو، تا کنون چندین دانشجوی کرسی زبان و ادبیّات فارسی موفّق به حضور در دوره‌های برگزارشده در ایران شده‌اند.

تاکنون بیش از 150 دانشجو در مقطع کارشناسی، 16 دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و 4  دانشجوی دکتری از این کرسی دانش‌آموخته شده‌اند.

در حال حاضر مهم‌ترین دغدغۀ این کرسی، کاهش استقبال دانشجویان برای تحصیل در رشته‌های علوم انسانی، علی‌الخصوص زبان و ادبیّات و به‌ویژه زبان و ادبیّات فارسی است. علی‌رغم اینکه تقریباً همۀ دانش‌آموختگان این رشته در کشور بوسنی به کاری مرتبط با زبان فارسی اشتغال دارند، دلیل نخست این کاهش استقبال، نگرانی‌های دانشجویان و والدین آنها از بابت تأمین شغل مناسب پس از فراغت از تحصیل است. گسترش مناسبات فرهنگی، اقتصادی و گردشگری میان دو کشور و به تبع آن تأسیس شرکت‌ها و دفترهای گوناگون مرتبط، می‌تواند بستر مناسبی را برای تداوم امنیت شغلی دانش‌آموختگان این رشته فراهم آورد.

نشانی

Franje Račkog 1, 71000 Sarajevo, BiH

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

تلفن

 +387 33 253 112

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

فکس

 +387 33 253 112

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

ایمیل

dekanat@ff.unsa.ba

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

وبگاه

https://www.ff.unsa.ba/index.php/bs/

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

موقعیت

https://maps.app.goo.gl/wz6JDBcGyrU6QtD5A

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

ساعت کاری

دوشنبه تا جمعه 8 تا 20

تاریخچه شرق شناسی و زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین

منبع: سایت دانشگاه سارایوو و دانشکده فلسفه دانشگاه سارایوو

6/6/1404


[1] Viša islamska šerijatsko-teološka škola

[2] Multidisciplinary

کد خبر 24887

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =